نگاهی به کتاب اقدس (2)

 

نگاهی به کتاب اقدس (2)

با سلام

در ادامه پستهای این وبلاگ سعی کردم قسمت دوم نگاهی به کتاب اقدس رو براتون آماده کنم ، امیدوارم خوشتون بیاد و ازش استفاده کنید.


قسمت هفتم : نماز اما رو به من!!

قسمت هشتم: نماز جماعت ممنوع!

قسمت نهم : خطا کار را بسوزانید !!

قسمت دهم : جزای عدم دوستی با من!

قسمت یازدهم: زنان ،شهروندان درجه دوم!

قسمت دوازدهم : سر تراشی ممنوع!

 

برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب بروید. . .

ادامه نوشته

نگاهی به کتاب اقدس (1)

 

با سلام

امروز سعی کردم مطالب جالبی براتون جمع کنم که واقعا در راستای نقد و برسی بهاییت مورد استفاده قرار می گیره ؛ من که خودم خیلی ازش استفاده کردم.امیدوارم شما هم استفاده کنید و خوشتون بیاد.

در این سلسله نوشتارها کتاب اقدس را که قرار بود توسط  بهاء الله جایگزین قرآن شود در چند پست مورد نقد و برسی قرار می دهیم تا ببینیم این کتاب من در آوردی چه گلی قرار است به سر خلق الله بزند؛ البته این کتاب آنقدر مطالب متناقض و سرقتی دارد که اگر بخواهیم تمام آنها  را برسی کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ شود.

نگاهی به کتاب اقدس (1)


قسمت اول: اولین واجب چیست؟:شناخت من!!

قسمت دوم: ملاک هدایت و ضلالت:من!

قسمت سوم: انحصار خیر در من!

قسمت چهارم: ویژگی های" مشرق وحی"یعنی من!

قسمت پنجم: ابعاد عرفان من!

قسمت ششم: ادعاهای من!

برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب بروید . . .

ادامه نوشته

اقامتگاه امام غائب

 

اقامتگاه امام غائب

در دوران غیبت کبری ، امام غائب (علیه السلام) در چه مکانی اقامت دارند؟ و محل سکونت آن حضرت کجاست؟

برخی از علمای اهل سنت گفته اند: شیعیان عقیده دارند که: امام زمان در شهر سامرّا در همان سردابی که منسوب به اوست، غائب شده و در همانجا زندگی می کند و از همانجا ظهور خواهد کرد، سپس زبان به اعتراض گشوده می گویند: اگر در آن سرداب است پس چرا دیده نمی شود؟! چه کسی برای او آب و غذا می برد؟ چرا از آنجا خارج نمی شود؟!

مسلماً این نسبت به شیعه دروغ محض است و شیعیان چنین عقیده ای ندارند.

در هیچ روایتی گفته نشده است که امام غائب در سرداب زندگی می کند و هیچ یک از علما و دانشمندان شیعه چنین سخنی نگفته اند، آنچه در منابع شیعه آمده است، این است که سرداب مقدس محل ابتداء غیبت بوده، نه اینکه امام در طول این مدت در آن سرداب زندگی می کند، به این معنی که آخرین دیدار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با شیعیان روزی بود که در مراسم تشیع جناز پدرش برای آنان ظاهر شده و بر جناز پدرش نماز خوانده و سپس ناپدید گردیده، دیگر بعد از آن، ملاقات رسمی و عمومی نداشت. این دیدار در سامرا و در خانه پدرش امام حسن عسکری (علیه السلام) انجام یافت.

برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب بروید . . .

ادامه نوشته

مهدويت از ديدگاه نهج البلاغه (1)

 

مهدويت از ديدگاه نهج البلاغه

بحث و تحقيق درباره حضرت مهدي(عليه السلام) از ضروري ترين و مهم ترين رسالت‌هاي دين پژوهان در عصر كنوني محسوب‌مي شود. و چون نام نهج البلاغه براي همگان، بخصوص نسل پويا و نوانديش و جوان، زيبا و دل انگيز است، طرح بحثي تحت عنوان «مهدي (عج) و مهدويت از ديدگاه نهج البلاغه» ضروري‌مي نمايد و براي عاشقان حضرت مهدي (عج) مفيد و پرجاذبه خواهد بود.
درنوشتار حاضر سعي شده است تا جلوه اي از سيماي پر فروغ حضرت مهدي(عج) را در آينه نهج البلاغه نشان دهیم..

مهدويت و استمرار خلافت الهي
از جمله مسائل مهم و اساسي در بحث مهدويت، جريان خلافت الهي است; زيرا مسئله خلافت الهي در زمين، كه خداي سبحان در قرآن كريم فرمود: (إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً) بقره30
همچون داستان سفينه نوح و يا كشتي حضرت موسي و خضر(عليهما السلام) و مانند آن ها نيست كه يك موضوع شخصي و معيني بوده و سپري شده باشد، بلكه جريان خلافت يك فيض متصل و فوز مستمر است كه از اول با انديشه دوام و انگيزه استمرار طرح شده است، به گونه اي كه اصل خلافت از قلمرو نبوّت و رسالت فراتر رفته و به امامت رسيده است. به اين دليل، در بحث مهدويت، جريان استمرار خلافت الهي در زمين از مباحث ظريفي است كه نمي توان از كنار آن به سادگي گذشت.
از اين رو، در نهج البلاغه در بحث ضرورت حجت در عالم، بر عنصر خلافت الهي در زمين تكيه شده است و حضرت اميرمؤمنان(عليه السلام) در كلام مبسوطي در اين باره‌مي فرمايد:

«اللّهمَّ بلي، لاتخلوا الارضُ مِن قائم لِلّهِ بحجة، اِمّا ظاهراً مشهوداً و امّا خائفاً مغموراً، لئلا تبطل حججُ اللّهِ و بيّناتُه. و كم ذا؟ و أين اولئكَ؟ اولئك و اللّهِ الاقلّونَ عدداً و الاعظمونَ عِندَاللّهِ قدراً. يحفظُ اللّهُ بِهم حُجَتُه و بيّناته... اولئكَ خلفاءُ اللّهِ في ارضِه و الدّعاةُ الي دينه. آه! آه! شوقاً الي رؤيتهم.»1

برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب بروید . . .

ادامه نوشته

مهدويت از ديدگاه نهج البلاغه (2)

 

حضرت مهدي(عليه السلام) و اصلاح فكري ـ فرهنگي بشر
گرچه برداشت عمومي از تأمين عدالت در زمان ظهور حضرت مهدي(عليه السلام) معمولا عدالت اجتماعي و اصلاح امور اقتصادي و توزيع عادلانه ثروت‌هاي جهاني است، اما حقيقت آن است كه با ظهور مصلح كل  )حضرت مهدي (عليه السلام)( عدالت و اصلاح در تمام شئون هستي پديد ‌مي آيد و پيشه و انديشه بشري اصلاح‌مي گردد و عقل انسان ها در هر دو بعد علمي و عملي تعديل‌مي شود; به اين بيان كه اكنون به سبب فاصله گرفتن بشر از معارف وحي، تمام قواي ادراكي و تحريكي او در مرداب افراط و تفريط گرفتار آمده و هر روز كه بر جامعه بشري ‌مي گذرد، مكتب‌هاي جديدي در شرق و غرب جهان پديد ‌مي آيند و طرح ها و الگوهاي فكري، فرهنگي و سياسي گوناگوني را عرضه ‌مي كنند و نسل‌هاي بشر را يكي پس از ديگري از مسير انساني منحرف كرده، در معرض سقوط فكري، فرهنگي، اخلاقي و اعتقادي قرار‌مي دهند. اما با ظهور ذخيره هستي، مهدي موعود(عليه السلام)، همه مكتب‌هاي غربي و شرقي و مذاهب گوناگون افراطي و تفريطي در هم پيچيده ‌مي شوند و بشر در سايه احكام و دستورات آسماني، از گرداب هوا و هوس نجات ‌مي يابد و فكر و فرهنگ او اصلاح‌مي شود.
در اين باره، اميرمؤمنان(عليه السلام) در نهج البلاغه ‌مي فرمايد: «يعطفُ الهوي علي الهدي اِذا عَطفُوا الهُدي علي الهَوي، و يعطف الرأي علي القرآنِ اِذا عطفوا القرآنَ علي الرأي... و يُحيي ميّت الكتابِ و السّنّةِ»;14 (حضرت مهدي) خواسته ها را تابع هدايت وحي‌مي كند، هنگامي كه مردم هدايت را تابع هوس‌هاي خويش قرار داده اند، و در حالي كه نظريه‌هاي گوناگون، خود را بر قرآن تحميل‌مي كنند، او (مهدي) نظريه ها و انديشه ها را تابع قرآن‌مي سازد و كتاب خدا و سنّت پيامبر را زنده ‌مي گرداند.

برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب بروید . . .

ادامه نوشته