نحوه شکل گیری بهاییت(۱)
امروز سعی کردم مطالبی پیرامون روند شکل گیری بهاییت،احکام و آموزه های این دین ساختگی و نقش استعمارگران و هدف آنها از ایجاد این فرقه جعلی رابرای خوانندگان این وبلاگ جمع آوری کنم،امیدوارم مورد قبول شما عزیزان واقع شود.
در بررسی بهائیت چهار موضوع پیوسته ومربوط به یکدیگر را باید تفکیک کرد و جداگانه بررسی نمود.قبل از ورود به بحث بهائیت و هر گونه داوری در این زمینه آشنائی و آگاهی کامل نسبت به موارد چهار گانه ای که در ذیل آمده ضروری است ،چون بدون مطالعه گسترده و اطلاع کافی ابهاماتی بر جای خواهد ماند که نمیتوان به طور شفاف و ژرف به داوری نشست ،درنتیجه قضاوت مشکل خواهد بود. این چهار مورد پر اهمیت عبارتند از:
1-چگونگی پیدایش و منشاءبهائیت
2-شناخت اصول عقائد بهائیت به طور ریشه ای
3- تحولات ناشی ازبهائیت و پیامدهای آن
4-روند دخالت های سیاسی بیگانگان دربه وجودآمدن،رشدو پرورش بهائیت ومسیری که سران اولّیه بهائیت پیمودند
باوجودی که بهائیت از بابیت به وجودآمد،امّا افکار سران بهائی با افکار پایه گزار فرقه بابیه یعنی میرزاعلی محمد شیرازی،معروف به باب ،مغایراست.برای روشن شدن این مطلب به بحث بابیت وافکاری که میرزاعلی محمد شیرازی درسر داشت اشاره می کنیم.
عقاید اولّیه(شیخیه) به زبان ساده تلفیق و ترکیبی ازعقاید تشیع،توأم باعرفان ایرانی ،همراه با نظریه های حکمای اسلامی و یونانی بود.درواقع افکار و عقاید مزبور ریشه درگذشته های دور دارد یعنی پس ازسیری هزارساله به صورت شیخی گری این عقاید خود رانشان داد، سپس در قالب بابیت تداوم یافت که به طور بسیار مفصل بدان می پردازیم.
بابیت طی روندی متفاوت در نها یت به بهائیت مبدل گشت و یا آن را مبدل به بهائیت کردند .شیخی گری نشان گر عصیان فکری مردم ایران بود که طی سالیان طولانی نهفته و بالقوه در پی شرایط مناسب به سر می برد تا به هنگام و موعد مطلوب بالفعل ظاهر گردد .شرایط مطلوب و مناسب برای ظهور و تولد این جریان ،همانا شرایط سیاسی ،اقتصادی واجتماعی آن مقطع از زمان بود که قابله گردید و شیخی گری وسپس بابی گری را به دنیا آورد.
سنگینی فشارهای روز افزون و طاقت فرسای اقتصادی بر پیکر جامعه عصر قجر _ به ویژه در دوره زمامداری محمد شاه قاجار واز آن سخت تر در دوره پسرش ناصرالدین شاه _ تنشهای شدید وغیر قابل تحملی در مردم پدید آورد.
در آن زمان آنچه به حساب نمی امد مردم بودند و آن چه صرفاً مد نظر و هدف نهائی بود همانا منافع سران و زمامداران بود که مملکت را ملک شخصی خویش بر شمرده و دست به تاراج می زدند . هر چه از زمان حکمرانی اهل زور و قدرت می گذشت ،ایران ضعیف تر و بیمار تر ومردم بیچاره تر و فقیر تر و ناتوان در انتظار راه چاره به هر دری و هر جائی می زدند.غفلت دولتمردان نسبت به تمام امور و بی بند و باری کاخ نشینان دیگر جائی برای تحمل و تداوم روند چپاول باقی نگذاشت .مردم ایران از ظلم و بی عدالتی جداً به ستوه امده بودند.
ایران را در آن مقطع میتوان به بشکه ای از باروت شبیه دانست که حتی کودکی با کشیدن کبریتی قادر به شعله ور ساختنش می شد.که چنین هم شد،منتهی شرایط ایران برای اشتعال ویژگی خاص خود را داشت.
با توجه به فقدان احزاب سیاسی این واقعیت که هر حرکتی برای مطرح شدن در آن زمان نیاز به پایگاه مذهبی داشت و چاشنی حرکت در قالب و رنگ و بوی مذهبی ارائه می گردید تا مقبول عامه قرار گیرد و حمایت شود . حرکت مردم هم در همان زمان با پیدایش باب ظرف و پایگاه مطلوب و مناسب خود را یافت و ناملایمت و نارضایتی ها به صورت شورش سر از آستین باب به در آورد.
هر چند که در این مقوله بحث ما پیرامون بهائی گری دور می زند اما همان گونه که اشاره رفت پیدایش بابیت بهترین وسیله و منشأ برای پی بردن به شناخت بهائیت است. چون بهائیت میوه درخت بابیت است ،میوه ای که پیوند های ناهمگون و بیگانه دارد و حاصلی که اگر باغبانش فرضاً زنده می بود،آن را نمی شناخت .کالبد شکافی بابیت و سپس بهائیت ما را به سر چشمه مقصود می برد.
ريشه هاي بهائي گري
شيخيه
بهائی گری زاده بابی گری است ، بابی گری نیز خود از شیخی گری متولد گردید یا به کلام بسیار ساده شیخی گری باعث بروز بابی گری و بابی گری عامل و زمینه ساز بهائی گری شده است در این جا زنجیره ای سه گانه و غیر قابل تفکیک را بررسی می کنیم در حالی که آن چه امروز بهایئت مطرح می کند و ادعائی که سران این فرقه می نمایند و ارائه می دهند با روش و افکار و عقاید سران و بنیان گزاران نخستین نه تنها منافات تام دارد، بلکه در نهایت شگفتی در بسیاری موارد یکدیگر را نقض می نمایند.
شیخی گری را شیخ احمد احسائی بنیان گذارد .شیخ احمد در زمان فتح علی شاه می زیست و در کربلا به سر می برد. اوبه علت ویژگیهای خاصی که داشت از جمله زهد و پارسایی ،خوش بیانی و خوش برخوردی و هوش ، شاگردانی در اطرافش به صورت طرفدار گرد آمدند . ایران ، عراق و عربستان نقاطی بودند که شیخ احسایی نفوذش احساس می شد به طوری که وقتی به ایران سفر کرد فتحعلی شاه و پسرانش شخصا از او استقبال کردند .شیخ احمد احسایی از ترکیب مذهب و مکتب مسلکی جدید ارائه داد. این نوآوری که با عقاید شیعیان تناقض داشت موجب سرو صداهایی بر علیه وی گردید و به کشاکش کشید.
بیان ناگفته هایی که برسینه تاریخ سنگینی میکند و زمانه فرصت بیان آن را نداشت