اسلام به عنوان آخرین دین الهی در بر دارنده احکام و دستورات مورد نیاز بشر می باشد.

بر خداوند که اسلام را به عنوان دین آخر و پیامبر این دین را خاتم پیامبران قرار داده است (از باب قاعده لطف و حکمت)لازم است راههای رفع نیازهای مادی و معنوی بشر را شناسایی کرده و برنامه کاملی برای آنها داشته باشد به گونه ای که برای نسلهای آینده بشریت نیز قابل استفاده ومثمر ثمر باشد.

اما نوع برخورد و پذیرش این تعالیم و دستورات از سوی انسانهادر طول تاریخ متفاوت وحتی متناقض بوده است ، به این صورت که عده ای با بی اعتنایی به این موضوع از کنار آن گذشته و گروهی نیز راه تمسخر و استهزاء را در پیش گرفته و به انکار آیین یکتا پرستی پرداختند،عده ای نیز پا را فراتر نهاده و در صدد محو و نابودی دین و پیروان آن برآمدند.

اما در این میان کسانی بوده اند که با پذیرش تعالیم نجات بخش ادیان الهی دیگران را هم به این راه دعوت کرده و حتی در مقام پاسخ به مغالطه منکران و معاندان پرداختند

شاید یکی از ساده ترین و جزابترین راههای دعوت به پذیرش ادیان نجاتبخش،معرفی و بیان ساده و صحیح تعالیم و دستورات آن می باشد که شیوه تمام انبیاء و مرسلین ،چنین بوده است و جز موارد معدود و ضروری،راه جنگ و محو دشمنان و معاندان را در پیش نمی گرفتند،زیرا به اعتقاد آنها،انسانهای آزاده قابلیت پذیرش حق را دارندو عرضه صحیح و آسان تعالیه دینی در آنها تاثیر گذار است.

بعد از ظهور دین مبین اسلام و گسترش روز افزون آن،دشمنان در صدد محو و نابودی آن بر آمدند و در این راه از تمام ابزارها،مثل شکنجه،قتل،تبعید و محاصره اقتصادی استفاده کردند اما به لطف خدا و برنامه ریزی صحیح و دقیق متولیان امور دینی و استقامت مسلمانان ،نه تنها ریشه دین خشکیده نشد،بلکه تا اعماق جانها نفوذ کرد.

داستان دین و دینداری و نیز سنگ اندازی دشمنان و معاندان تا به امروز ادامه دارد ،اما این وظیفه متولیان امور دینی و فرهنگی امروز است که با ارائه راهکار مناسب و تجهیز نیروها به سلاح قدرتمند علم و دانش ،پاسخ مناسبی به شبهه پراکنی و مغالطه معاندان و دشمنان دین بدهند.

در سالهای اخیر فرقه های جعلی و ساختگی در پوشش ادیان الهی،سازماندهی مجدد شده وبه فعالیت گسترده پرداخته انداما با کمال تاسف جز در موارد اندک ،آن هم توسط معدود افراد دلسوز ،سازمانهای فرهنگی و نهادهای حوزوی و دانشگاهی به امور خویش مشغولند.

(اگر به فرافکنی متهم نشویم)به جرات می توان گفت متولیان دینی در بعضی از سازمانهای فرهنگی کشور از ارائه برنامه منسجم و بازدارنده و به تبع آن تربیت و پرورش نیروهای مستعد و کار آمد،عاجز و ناتوانند،در حالیکه مبارزه فرهنگی و دینی وظیفه این سازمانها می باشد .

باید این نکته مهم را مورد توجه قرار داد که یکی از مهمترین علتهای کم توجهی جوانان و نوجوانان به آموزه های دینی،عدم شناخت صحیح و درست این قشر آینده ساز ،از تعالیم دینی است که این مهم وظیفه سازمانهای  فرهنگی و متولیان دینی کشور می باشد که ضمن بیان صحیح آموزه های دینی و هماهنگ کردن آن با سلیقه جوان و نوجوان قرن ۲۱ ،به پرروش و تربیت صحیح این قشر از جامعه بپردازند.

آیاتا کنون دیده یا شنیده اید،یک نهاد فرهنگی به جای برگذاری کنفرانسها و همایشهای بعضاْ بی محتوا و پر هزینه یا رسیدگی به نمای ظاهری ساختمان و دکوراسیون و پارتیشن بندی داخلی اداره خود،دلسوزانه به کار مقدس تعلیم و تربیت دینی جوانان مملکت امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)بپردازد.

باید اعتراف کرد که از دلایل عمده تبلیغات گسترده بهاییت،شیطان پرستی،وصوفیگری و نیزگرایش جوانان و نوجوانان به مدلهای نوظهور و بی محتوا،ضعف در برنامه ریزی فرهنگی و هزینه نکردن بودجه امور فرهنگی و دینی و متاسفانه نداشتن تخصص و تجربه لازم برخی از متولیان فرهنگی در شهرها و استانهای کشورمان می باشد که همین عوامل باعث شده تا از مواجه شدن با این حقیقت تلخ و ناگوار ،خودداری کنند .

به نظر می رسد دشمنان دین که در جبهه نظامی نتوانسته اند توفیقی به دست بیاورند این بارنیرو و توان خود را در جبهه فرهنگی بکار گرفته اند و هدفی جز تخریب باورهای دینی و ایجاد جدایی جوانان و نوجوانان از دین را ندارند ،واین وظیفه نهادهای فرهنگی و دینی است که با برنامه ریزی مناسب ،توطئه  دشمنان دین را ،خنثی کنند.

     به امید روزی که با ظهور آخرین ذخیره الهی،جهانی پر از عدل و داد شود