آغاز اختلاف و شکل گیری فرقه های اسلامی

هر چند گاه در کتابهای ملل و نحل از اختلاف هایی سخن به میان می آید که در دوران حیات پیامبر خدا (ص) میان مسلمانان رخ نموده و هر چند حتی از اختلاف نظرهایی یاد می شود که بیدرنگ پس از رحلت پیامبر (ص) به وقوع پیوسته، اما واقعیت آن است که این اختلافها نه آن اندازه ژرف بوده و نه آن اندازه درونمایه دینی یا انگیزه ها و اهداف سیاسی بزرگی داشته است که بتوان آنها را نخستین اختلافهای فرقه ساز دانست، بلکه باید گفت نخستین اختلاف بزرگی که پس از پیامبر (ص) رخ نمود و زمینه پیدایش فرقه ها و رویکردهای متفاوت شد نزاع بر سر جانشینی آن حضرت بود که باید آن را آغازین و پراهمیت ترین اختلاف موثر در پیدایش فرقه ها و استمرار انشعاب دانست.
از آن پس نیز نمونه هایی از اختلاف نظر چون اختلاف درباره فدک، اختلاف نظر درباره برخورد با مدعیان دروغین نبوت، اختلاف درباره مرتدان و پاره ای از اختلافهای فقهی میان صحابه به وقوع پیوست و در این میان بتدریج نزاعهای سیاسی با زمینة هایی از مباحث کلامی درآمیخت. این نوع نزاعها خود را در مخالفت گروههایی از مردم با عثمان و عملکرد او و پس از آن در دوره خلافت امام علی(ع) بر سر چگونگی برخورد با مخالفان آن حضرت آشکار ساخت و حاصل این نزاعها که بسختی می توان در آنها زمینه سیاسی و کلامی را از همدیگر جدا کرد شکل گیری دسته ها و گروهها یا ظهور گرایشهای متفاوت در جامعه آن روزگار بود. در عین حال در همین دوران نشانه هایی از اختلاف در تفسیر دین یا همان که می توان نام اختلاف نظرهای کلامی بر آن نهاد رخ نمود. (منبع: وات، فلسفه و کلام اسلامی، ص 20)

از سویی دیگر، همزمان با رخ نمودن و توسعه یافتن این اختلاف نظرهای کلامی و اختلاف در اهداف و رویکردهای سیاسی- اجتماعی، گسترش فتوحات و آمیزش مسلمانان با دیگر ملتها راه را بر ظهور شبهه ها گشود و زمینه را برای اثرپذیریها هموار ساخت و در کنار آن وجود مخالفتهای سیاسی نیز گاه چاره ای جز آن ندید که در قالب شبهه افکنی های دینی یا فرقه های کلامی چهره نشان دهد.
این گونه بود که در جامعه اسلامی فرقه هایی یکی پس از دیگری و هر کدام با زمینه ها، اهداف و برداشتهای متفاوت شکل گرفت و عوامل فراوان، پیچیده و تودرتویی در پیدایی، دیگرگونی، ادامه حیات و یا افول این فرقه ها نقش آفرید.

اصطلاح فرقه

واژه فرقه از ماده «فوق» گرفته شده و مفهوم اصلی و بنیادین این ماده جدا کردن، گسستن و شکافتن است و از این مفهوم بنیادین معانی تازه تری چون تفاوت نهادن و بازشناختن از همدیگر نیز پیدا شده است. این واژه در قرآن کریم و دیگر متون دینی رد همین گروه از معانی لغوی به کار رفته است. اما به لحاظ اصطلاحی چونان که از کاربرد این واژه در منابع فرقه شناختی و تاریخی به نظر می رسد ظاهرا معنای واژه «فرقه» بیش از هر چیز به همان معنای لغوی نزدیک است و برابر نهاده گروه یا دسته و جماعت به کار رفته است. با این تفاوت که این گروه، دسته و جماعت به طور مطلق به هر مجموعه ای اطلاق نمی شود، بلکه درباره مجموعه ای با قیود و شرایط مشخص به کار می رود. برای آنکه این قیود و شرایط روشن شود باید به چند نکته درباره کاربرد «فرقه» در منابع توجه داد:

1- نسبت «فرقه» با «دین»

اصطلاح فرقه در مورد گروهی به کار می رود که در درون یک دین مشخص و با حفظ دیدگاههایی مشترک با دیگر گروههای همتای خود، در مسائل و مباحثی با دیگر هم کیشان خویش اختلاف کرده اند. از این زاویه واژه فرقه برابر نهاده ای برای «نحله» است که در منابع در برابر «مله» به کار رفته است. بدین سان هنگامی که از «ملل و نحل» سخن به میان می آید مقصود از «ملل» پیروان دینها و آیینهای مستقل از هم و مقصود از «نحل» پیروان نگرشها یا دیدگاه های خاص در درون پیروان یک دین مشخص- و در منابع فرقه شناختی اسلامی، دین اسلام – است. بر این پایه، اصطلاح «فرقه» در مقایسه با اصطلاح دین یا مکتب مصداقهایی محدودتر و کمتر دارد و پیروان شماری از فرقه ها زیر مجموعه یک دین را تشکیل می دهند.

2- نسبت «فرقه» با «مذهب»

آن سان که اشاره شد گروهی که نام فرقه بر آن نهاده شده با دیگر گروه های همتای خود در کلیاتی اشتراک نظر و در پاره ای مباحث و مسائل اختلاف نظر دارد. اما این مسائل عمدتا در حوزه کلام و عقاید جای می گیرند و به رفتارها و احکام تکلیفی و وضعی مربوط نمی شوند. همین ویژگی است که اصطلاح «فرقه» را از اصطلاح «مذهب» جدا می کند، بدین اعتبار که مذهب ویژگی فقهی و تا اندازه ای اصولی – به معنای اصول فقه- دارد و فرقه دارای ویژگی کلامی و عقیدتی است. از همین روی نیز معمولا بحث از فرقه ها با بحث از عقیده ها و انگاره ها همراه است. این نیز ناگفته نماند که منابع فرقه شناختی گاه اصطلاح فرقه را با مفهومی منفی به کار می گیرند، چنان که گویی پیروان هر فرقه جداشدگانی از بدنه عمومی مسلمانان هستند.