قائمیت در آثار بهائی (2)

بهاییان 14 مطلب راجع به امام زمان علیه السلام و عقیده ی شیعه برشمرده اند، سپس ‏گفته اند: ‏
دیانت بهایی نه تنها مهر تأیید بر این‎ ‎اعتقادات نمی زند که هر تفکر منطقی و هر نگرش علمی ‏نیز عاملی بازدارنده در پذیرش‎ ‎آنست‎!! ‎
 برای آن که نادرستی مطالب آنها را آشکار کنیم، آن موارد را این بار یک به یک برمی ‏شماریم و پاسخ در خور می دهیم. گفته اید:‏
‏1) نوّاب اربعه به چهارنفر اطلاق می شود که بعد از رحلت امام حسن عسکرى ‏بمدّت 69 سال‏‎( ‎از سال 260 هجرى) یکى بعد از دیگرى خود را نائب امام ‏معرفى کرده و اظهار می داشتند که‎ ‎امام حسن عسکرى فرزندى داشته اند که در ‏سردابى مخفى شده اند و ایشان آن حضرت را‎ ‎ملاقات می کنند و از امام دستور ‏و خبر و حدیث و دعا می آورند... این چهار نائب به‎ ‎ترتیب عبارتند از:

عثمان ‏سعید اسدى، ابوجعفرمحّمدبن عثمان، ابوالقاسم حسین بن روح و‎ ‎علی بن محمّد ‏سمرى
در این گزینه یک گفته ی دروغ وجود دارد. همان گونه که پیش از این هم گفته ایم، متاسفانه ‏عادت بهائیان به پیروی از پیشوایانشان که آنان نیز چنین عادت زشتی داشته اند، دروغ گویی ‏و تهمت زدن به شیعیان است. داستان سرداب از آن قرار است که می دانید خانه های ‏شهرهایی مانند سامرا، سرداب هایی داشته که در تابستان ها محل استراحت تابستانی بوده ‏است هم اینک نیز خانه های قدیمی حتی شهرهایی مانند یزد و کاشان و قم نیز ‏سرداب دارند. امام زمان علیه السلام نیز طبق معمول، مانند همه ی مردم این گونه مناطق گرم ‏سیر، در سرداب خانه ی پدرش زندگی می کرده است و در یک نقل تاریخی آمده است که ‏غیبت حضرت از آن هنگام شروع شده است که جناب ایشان در سراب بوده اند و پس از آن ‏غایب شده اند. آیا این به آن معناست که آن حضرت در سردابی مخفی شده اند؟ چرا دروغ ‏می گویید؟ چرا ناجوانمردانه تهمت می زنید؟ آیا این است شیوه ی کسی که مدعی است: ‏بهایی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی؟ یکی از کمالات انسانی در قاموس بهائیت، تهمت و ‏افتراست؟ البته جای تعجب ندارد، چون: ‏
هر چه را استاد به آن معروف شد ‏                                      جان شاگردش بدان موصوف شد. ‏
جایی که بهاء الله به شیعه تهمت ناروا بزند، از بهائیانی که اغنام الله بیش نیستند بیشتراز ‏این انتظار نمی رود.

اینکه امام علیه السلام چهار نائب خاص داشته که به مدت 69 سال با ایشان در ارتباط ‏بوده اند، خلاف عقل است؟ علاوه بر آن که این عقیده به هیچ روی خلاف عقل نیست، چنان ‏که گفته ایم و دانسته اید، علی محمد باب صریحا می گوید که اگر کسی به نائبان خاص امام زمان( ‏یعنی همین چهار بزرگواری که نام برده اید) عقیده نداشته باشد، کافر است و از زیان کاران به ‏شمار می آید. به این ترتیب هم بهاء الله و هم جمیع اهل بهاء کافر و زیانکار هستند زیرا به فرموده ی حضرت نقطه ی اولی :
و من انکر واحدا منهم فقد کفر و کان من الخاسرین: هر کس یکی از ایشان را انکار کند، کافر ‏شده است و از زیان کاران است.‏
2) گفته اید:‏ ‎امام زمان ، فرزند امام حسن عسکری متولد در سال 255 هجری ،پس از فوت پدرش در ‏سال‎ ‎‏260‏‎ ‎هجری از نظرها ناپدید گشته و هم اینک در بین مردم زندگی میکند‎.‎
‏ ‏بهاییت جواب دهد که کجای این سخن خلاف عقل است؟ اگر منظورتان آن قسمتی است ‏که آن حضرت در سال 260 از نظرها غائب شده است، باید به اطلاع ‏بهائیان برسانیم که عقیده به پدیده ی غیبت، نه تنها معتقد شیعیان است، مورد قبول باب ‏و بهاء الله نیز می باشد. به این سخن نقطه اولی توجه کنید که فاضل مازندرانی از ‏ابلاغیه ی الف ایشان نقل می کند:‏
و حجتک الحی الذی وجوده یبقی کل الخلق و یذکره بذکره کل الموجودات ان تحفظ غیبته و ‏تقرب ایامه و اشهد ان الیوم کان حجتک محمد بن الحسن صلواتک علیه و علی من اتبعه.‏
و حجت زنده ی تو ای خداوند که وجودش موجب بقای همه ی آفرینش است و همه ی ‏موجودات او را یاد می کنند، ( تو را سوگند می دهم که) غیبت او را حفظ کنی و ایامش را ‏نزدیک فرمایی و شهادت می دهم که هم امروز حجت تو محمد بن الحسن است که درود تو ‏بر او پیروانش باد. ‏
همین آقای باب در صحیفه ی عدلیه هم این چنین بر دهان یاوه گویانی که منکر غیبت اند ، ‏می زند و می گوید:‏
و بعد از آن که اهل ایمان به اول سنه بلوغ رسیده غیبت از برای حجت خود امر فرمود و ‏
خلایق را حکم به اتباع حجت خود فرمود. ‏
بهاء الله هم در باره ی پدیده و به قول شما خرافه ی غیبت، چنین می گوید:‏
و بعد هیکل صالحی ازرضوان غیبی معنوی قدم بیرون نهاد و عباد را به شریعه قرب باقیه ‏دعوت نمود و صد سنه او ازید امر به اوامر الهی و نهی ازمناهی می فرمود ثمری نبخشید و ‏اثری ظاهر نیامد و چند مرتبه غیبت اختیار فرمود.‏
بنا بر این فرمایش، جناب صالح پیامبر، نه یک بار، بلکه چند بار غیبت اختیار فرمود. باز در ‏جای دیگری می گوید:‏
شمس جمال عیسی از میان قوم غائب شد و به فلک چهارم ارتقاء فرمود.‏
شگفتا که این خرافه، دامن گیر خود حسین علی بهاء هم شده است: ‏
این مظلوم دو سنه فردا واحدا غیبت اختیار نمود و در بیابان ها وجبال ها سائر و در ایام ‏غیبت هرج و مرج ظاهر. ‏
ای اهل بهاء شما مدعی شده اید ‏ بهاییت نه تنها مهر تأیید بر این اعتقادات نمی زند‎ ‎که هر تفکر منطقی و هر نگرش علمی ‏نیز عاملی بازدارنده در پذیرش آنست‎.
اما می بینید که بهاییت مهر تأیید بر این عتقادات می زند و هیچ تفکر منطقی و نگرش علمی ‏هم عاملی بازدارنده در پذیرش آن نیست.‏
3) گفته اید ‎او در سرزمین دوری ، بدور از چشم دشمنان زندگی میکند‎ ‎ولی هر ساله در مراسم حج ‏شرکت میکنند و گاه گاهی در نظر برخی برگزیدگان آشکار شده و‎ ‎به آنها دستوراتی میدهند‎.‎
به قول حضرت علی علیه السلام آمیختن حق و باطل با یکدیگر است که موجب استیلای ‏شیطان بر پیروانش می شود. بهاییان نیز در بسیاری سخنانشان، باز هم متاسفانه ‏همانند پیشوایانشان، حق و باطل را در هم آمیخته اند. اولا باز هم فراموش کرده اند که در بند ‏پیشین گفته اند: ... هم اینک در میان مردم زندگی می کند. و این جا تهمت زده اند: او در ‏سرزمین دوری به دور از چشم دشمنان زندگی می کند. بخش نخست این سخن همان تهمت ‏ناروایی است که از پیشوایتان جمال مبارک برگرفته اید که به شیعه تهمت زده است ‏که امام زمان در شهری موهوم به نام جابلقا و جابلصا زندگی می کند. پیش ‏از این، این تهمت ناروا را بررسی کردیم و گفتیم که متاسفانه بهاء الله دروغ فرموده اند ‏و به شیعه تهمت زده اند. شما نیز با وجود آن که در بند دوم گفته اید آن حضرت به عقیده ی ‏شیعه در میان مردم زندگی می کند، بنا بر قاعده ی: دروغ گو کم حافظه است، این جا به تقلید ‏از مظهر کلی الهی، تهمت زده اید که در سرزمین دوری زندگی می کند. البته بخش دوم سخن ‏شما درست است که آن عزیز به دور از چشم دشمنانی چون شما، زندگی می کند. اما در میان ‏مردم، نه در شهری موهوم. آری اگر به این سخن حضرت نقطه ی اولی، روح البهاء و ‏ارواح البهائیان له الفداء، توجه کنید، هرگز عقیده به غیبت و نائبان خاص را به تمسخر نمی ‏گیرید و تن باب را در قبر نمی لرزانید و روحش را مکدر و معذب نمی کنید:‏
فاعرف ان له کان غیبتان باذن الله و قد حضر ما بین طلعته خلق و لا یعلم عدتهم الا من یشاء ‏الله و ان فی الغیبة الصغری له وکلاء معتمدون و نواب مقربون
بدان که برای امام زمان علیه السلام به اذن خداوند دو غیبت است که میان آشکار شدنش ‏گروهی حاضر می شوند و عده ی آنان را به جز خداوند کسی نمی داند و نیز بدان که در ‏دوران غیبت صغری برای آن حضرت وکیلانی مورد اعتماد و نایبانی مقرب، وجود دارند.‏
‏4) پنهان بودن امام ممکن است قرن ها طول بکشد.‏
آری، ممکن است چنین باشد؛ اما به ما فرموده اند: ‏
فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً. إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً. وَ نَراهُ قَریباً
صبر کن، صبری زیبا. کافران آمدن امام زمان را دور می پندارند و ما آن را نزدیک می بینیم. ‏
به هر روی امام زمان إن شاء الله خواهد آمد و به کوری چشم دشمنان، آن خواهد کرد که ‏خداوند در قرآن به آن بشارت داده است. اینک من نمی دانم کجای این عقیده خلاف عقل و ‏نقل است؟ اگر خداوند اراده فرموده باشد که حجت خویش را سال ها پنهان کند این امر به ‏گفته ی بهاء الله سابقه هم داشته باشد، چه مانع عقلی دارد؟ دیدید که بر خلاف ادعای ‏بهاییان عقیده به غیبت، نه تنها مورد تأیید باب و بهاء الله است، هیچ منع عقلی هم ‏ندارد. ‏
‏5)‏‎ ‎پس از ظهور ،حضرت با اذن و امر خدا به همراه 313 نفر از یاران در مسجدالحرام‏‎ ‎ظاهر ‏میشوند‎. ‎
‏6)‏‎ ‎پس از تصرف مکه و اصلاح امور به طرف مدینه حرکت میکنند و با تصرف این‎ ‎شهر به ‏سمت عراق حرکت میکنند‎ ‎
‎‏7)‏‎ ‎پس از عراق به جنگ لشکر ظالم سفیانی میپردازد که در نهایت به پیروزی‎ ‎حضرت و ‏کشته شدن سفیانی و سپاه او میانجامد‎. ‎
‏8) ‎حضرت سپس برای فتح بیت المقدس اقدام‏‎ ‎میکند و نزول حضرت عیسی و نماز گذاردن ‏ایشان پشت سر امام،باعث اقبال اهل کتاب به‎ ‎ایشان میشود‎.
‏9)‏‎ ‎حضرت پس از غلبه بر ظالمان و ستمکاران و استقرار‎ ‎عدل و داد ،مدتی حکومت میکنند‎. ‎
‏10) ‎پس از حکومت ایشان ،هنگامیکه مرگ ایشان فرا رسد زنی ریشدار بنام‎ ‎سعیده از ‏طایفه بنی تمیم با پرتاب سنگی از پشت بام ،ایشان را به شهادت میرساند‎. ‎
‏11) ‎پس از رحلت ، امام حسین مراسم غسل و کفن و دفن آن حضرت را به عهده‎ ‎خواهند ‏گرفت‎. ‎
‏12) ‎از جمله اجماعیات و ضروریات مذهب شیعه،‎ ‎حقیقت رجعت است.یعنی پیش از ‏قیامت،در زمان حضرت مهدی و بعد از آن حضرت،جمعی از‎ ‎مؤمنان خالص و جمعی از ‏کافران خالص به این دنیا بازمیگردند‎.
اول کسی که‎ ‎در رجعت به دنیا باز میگردد امام حسین (ع) و اصحاب باوفای ایشان ‏هستند،آنگاه یزید و‎ ‎یارانش نیز برمیگردند ،امام حسین (ع) همه آنان را به هلاکت می رساند ،دقیقاً برای هر ‏ضربتی یک‎ ‎ضربت میزند‎. ‎
‏13) ‎دولت امام ،آخرین حکومت و دولت خواهد بود و سپس حکومت را امامان‎ ‎دیگر که ‏زنده شده و به دنیا برگشته اند ادامه خواهند داد‎. ‎
‏14‏‎) ‎پس از پایان حکومت امامان ،قیامت همراه نشانه هایی آغاز میشود و به‎ ‎حساب همه ‏بندگان و موجودات در این روز در پیشگاه خداوند رسیدگی خواهد شد و پس از آن‎ ‎عمر ‏جهان به پایان خواهدرسید‎. ‏
اهل بهاء باید جواب دهند که به چه دلیل این مطالب خلاف عقل است؟ البته بی تردید خلاف ‏عقیده ی حسین علی بهاء و عبداالبهاست، به ویژه آن که دروغ بزرگ دیگری از « رقیق ‏البهاء » [لقب دیگر عبد البهاء به گفته ی خودش] نقل کرده است که ایشان فرموده ‏است: ‏
‎.....‎این مسئلهٴ امام دوازدهم و قائم موعود در احادیث شیعه بسیار متزلزل است اگر‏‎ ‎نفسى ‏انصاف داشته باشد هیچیک از این روایات مختلفهٴ متباینهٴ متعارضه را اعتماد‏‎ ‎ننماید. حضرات ‏شیعیان هریک از ائمهٴ اطهار را در یومش قائم مى دانستند و منتظر خروج‏‎ ‎او بودند بعد از ‏امام حسن عسکرى رؤساء ملاحظه کردند که بنیاد امید شیعیان بکلّى‎ ‎ویران خواهد شد و ‏مأیوس و مضمحل خواهند گشت خواستند بوسیله اى نگهدارى کنند لهذا‎ ‎کنایه و استعاره و ‏مجاز و تأویل بکار بردند . ( لوح جناب صدرالصدور از ‎عبدالبهاء (‎
این سخن ناراست یا از بی سوادی و بی اطلاعی جناب رقیق البهاست، یا از غرض ورزی و ‏دشمنی. زیرا احادیث شیعه در باره ی امام زمان علیه السلام نه تنها بسیار محکم و استوار ‏است، بلکه از حد احصا و تواتر هم برتر است. احادیث مربوط به اصل قائمیت و وجود ‏مقدس حضرت ولی عصر علیه السلام هم نه تنها هیچ تعارض و تباینی با یک دیگر ندارند؛ ‏بلکه کاملا مؤید و مکمل یکدیگرند. دلیل بی سوادی و یا غرض ورزی ابن البهاء هم ‏آن است که ایشان مانند اولیاء سلفش به شیعه تهمت زده و گفته است که حضرات شیعیان ‏هر یک از ائمه اطهار را در روزگار خود قائم می دانستند و منتظر خروج او بودند. ما برای ‏آن که دروغ گویی و یا بی سوادی ( و البته احوط جمع است) جناب البهاء را ثابت کنیم، ‏روایتی را که عباس افندی آن را نیمه و ناقص نقل کرده است، می آوریم، تا سیه روی شود آن که ‏در او غش باشد. ‏
حکم بن ابی نعیم می گوید: در مدینه به حضور حضرت امام باقر علیه السلام رسیدم و به ‏ایشان عرض کردم: من در مکه میان رکن و مقام نذر کرده ام که اگر شما را ملاقات کنم از ‏مدینه خارج نشوم تا آن که بدانم آیا قائم آل محمد شمایید یا خیر؟ امام به من چیزی نفرمود.‏
من سی روز در مدینه ماندم. یک بار آن حضرت را در راهی دیدم. امام به من فرمود: ای ‏حکم تو هنوز اینجایی؟ من عرض کردم: آری، من که به شما گفتم چه نذری کرده ام؛ اما شما ‏به من به چیزی امر نفرمودی و از چیزی هم نهی نکردی و پاسخی به من نفرمودی. امام ‏فرمود: فردا صبح زود به خانه ی من بیا. صبح فردا به محضر مبارک امام شتافتم. آن عزیز ‏فرمود: خواسته ات را بگو. من هم عرض کردم: فدایت شوم من نذر روزه و صدقه ای میان ‏رکن و مقام کرده ام که اگر شما را در مدینه ملاقات کنم، از شهر خارج نشوم تا آن که بدانم ‏آیا قائم آل محمد شمایید یا خیر؟ اگر شما قائم آل محمدید، ملازم شما شوم و اگر نه، به ‏دنبال کسب روزی خویش، به مسافرتم ادامه دهم. امام فرمود: ای حکم همه ی ما امامان قائم ‏‏( به پا خاسته) به امر خداوند هستیم. من پرسیدم: آیا شما مهدی هستید؟ امام فرمود: همه ی ‏ما به سوی خدا هدایت شده هستیم. من باز پرسیدم: آیا شما صاحب شمشیر ( ذوالفقار ) می ‏باشید؟ امام بار دیگر فرمود: همه ی ما صاحب شمشیر و وارث شمشیر هستیم. این بار ‏پرسیدم: آیا شما همان کسی هستید که دشمنان خدا را می کشید و خداوند به وسیله ی شما ‏اولیای خدا را عزیز می کند و دین خدا را پیروز می گرداند؟ امام این بار فرمود: ای حکم من ‏چگونه آن کس باشم در حالی که اینک به سن چهل و پنج رسیده ام و همانا صاحب این امر ‏از من به دروان شیرخوارگی نزدیک تر و به پشت اسب چابک تر است. ‏
بر اساس این روایت شریف، القاب قائم و مهدی اگر به معنای عام و لغوی خود باشد که امام ‏علیه السلام در خود روایت توضیح داده است( قائم یعنی به پا خاسته برای برپایی حق و ‏مهدی یعنی هدایت شده به سوی حق) شامل حال همه ی امامان می شود؛ اما اگر به معنای ‏خاصی باشد که مورد نظر راوی حدیث بوده است، یعنی همان عزیزی که قیام می فرماید و ‏زمین را از لوث وجود کافران و منافقان و ظالمان و ستمگران پاک می کند، همان عزیزی که ‏یهاییت را هم مجبور به اعتراف کرده است که :‏
‎ ‎مهدویت‎ ‎و اعتقاد به منجی عالم که همه ادیان و گروه ها به آن اشاره کرده اند موضوع ‏دیگری‎ ‎است
کسی است که به فرموده ی امام علیه السلام از دیگر امامان به دوران شیرخوارگی نزدیک تر ‏است یعنی در سن پنج سالگی به امامت رسیده است و نیز از امامان دیگر بر پشت اسب ‏چابک تر است، یعنی هنگام ظهور با آن که سن مبارکش بسیار زیاد است، اما به شکل جوانی ‏کمتر از چهل سال ظهور می کند. ‏
چنان که ملاحظه فرمودید، عبدالبهاء به پیروی از پدر بزرگوارش، به شیعه تهمت زده ‏که فرموده: ‏
شیعیان هریک از ائمهٴ اطهار را در یومش قائم مى دانستند و منتظر خروج‏‎ ‎او بودند. به حق و انصاف هم نباید بر این پیامبران چوبین خورده گرفت زیرا آنقدر مشغول نزول(کپی برداری و تنسیخ)آیات و الواح و وصایا بوده اند که فرصت نشد متون شیعی را خوب مطالعه کنند و کسی هم نبود که به آنها برساند!!! ‏
دروغ و تهمت دیگری که ایشان به شیعیان و نیز به نواب اربعه و عالمان دیگر وارد کرده اند، ‏همان است که در دنباله ی افاضه شان فرموده اند:‏
بعد از امام حسن عسکرى رؤساء ملاحظه کردند که بنیاد امید شیعیان بکلّى‎ ‎ویران خواهد شد ‏و مأیوس و مضمحل خواهند گشت خواستند بوسیله اى نگهدارى کنند لهذا‎ ‎کنایه و استعاره و ‏مجاز و تأویل بکار بردند . ( لوح جناب صدرالصدور از‎ ‎عبدالبهاء)‎
در عموم احادیث مربوط به امام زمان علیه السلام که به سال های پیش از رحلت امام ‏عسکری علیه السلام باز می گردد، کنایه و استعاره و مجاز و تأویل به کار نرفته است. در ‏بسیاری از این احادیث کاملا صریح و روشن، وجود مقدس امام زمان علیه السلام با ذکر نام ‏پدر و اجداد طاهرین آن حضرت، تعیین شده است. این که ایشان فرزند یازدهم حضرت علی ‏و فرزند نهم امام حسین و فرزند بلافصل امام عسکری علیه السلام است آن قدر روشن است ‏که علی محمد باب هم بارها و بارها به آن تصریح کرده است. برخی مدارک این موضوع را پیش ‏از این آورده ایم و اینک مدرک دیگری را هم می آوریم تا بدانید که جناب باب هم به این ‏خرافات، معتقد بوده است:‏
ثالث معرفت ابواب است و در این مقام فرض است بر مکلف ، اقرار به وصایت امیرالمؤمنین ‏علیه السلام نماید. .. رابع معرفت امامت است در این مقام بر کل موجودات فرض است ‏معرفت دوازده نص مقدس که قائم مقام ولایت مطلقه بوده باشند.. و اسماء مقدسه ایشان.. این ‏است: الحسن بن علی و الحسین بن علی و علی بن الحسین و محمدبن علی و جعفر بن محمد ‏و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و ‏الحجة القائم محمدبن الحسن صاحب الزمان و الفاطمة الصدیقة ، صلوات الله علیهم اجمعین و ‏این شموس عظمت و نجوم عزت در هر شأن، قائم مقام مقام رسول الله صلی الله علیه و‌آ‌له ‏بوده اند. ‏
چنان که توجه کرده اید، جناب باب علاوه بر آن که اعتقاد به وصایت امیرالمؤمنین را مستقلا ‏فرض و واجب می شمارد، به ولایت کلیه ی حضرت صدیقه ی طاهره هم معتقد است و می ‏بینید که ایشان بر خلاف سخن رقیق البهاء، عقیده به حضرت مهدی را نه تنها ساخته و ‏پرداخته ی عالمان و رؤسای شیعه نمی داند، بلکه معتقد است: ‏
رابع معرفت امامت است در این مقام بر کل موجودات فرض است معرفت دوازده نص مقدس ‏که قائم مقام ولایت مطلقه بوده باشند
‏و باز، از آن جا که حجت خدا بالغه و رساست، و نیز، از آن جا که دروغ گو کم حافظه است، ‏به وجود، همین ابن البهاء در جایی دیگر به وجود دوازده امام تصریح می کند و در ‏شرح مکاشفه ی یوحنا، چنین می گوید: ‏
این دوازده ستاره عبارت از دوازده ائمه است که مروج شریعه محمدیه بودند و مربیان ملت که ‏مانند ستاره در افق هدایت می درخشیدند